بی چرخ

دشنام دهی درود خواهی
دل را شکنی سرود خواهی
ای چرخ ز چیست سیلی تو
این خلق چو خُد کبود خواهی؟
با سنگ ستم بسوده مارا
از سوده ما تو سود خواهی
برباد دهی وجود مارا
از گرد وجود جود خواهی
ای منکر عشق اثر چه جویی
از آتش عشق دود خواهی؟
ای یار ز بی نشان براییم
از هست اگر نمود خواهی
آن قدر که در جهان نگنجیم
گر کوری این حسود خواهی

  
نویسنده : Rostam Vahhab ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱٥
تگ ها : چرخ ، درود ، سرود ، یار