بلبل و خار

 (نظیره به شعر الکسی پوشکین "بلبل و خر")

خار چمن به بلبل مهجور طعنه زد

"تو زین چمن نه ای چه سرای ثنای گل

توصیف گل روا بودت گر که همچو من

عمری تو هم نشسته بودی پیش پای گل

ترک چمن کنی به زمستان و هر بهار

پیدا شوی و در سر داغت هوای گل

این گونه ترک زحمت ما گر نمی کنی

تدبیر کار تو طلبم از خدای گل"

بلبل بدان نشاط سرودن دوام داد

فرمود: "ای به پای گل اما جفای گل

یک از هزار من نسرودم اگر که تو

یک از هزار و یک بشناسی ادای گل".

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
رز قرمز

گل] سلام دوست عزیز [گل] از بین وبلاگ های به روز شده به وبلاگ شما سر زدم که وبلاگ زیبا و پر محتوای دارید. اگه اجازه بدید با هم تبادل لینک داشته باشیم. به وبلاگ من و رز آبی هم سر بزنید و روی تبلیغ وبلاگ کلیک کنید ممنون می شم منتظر حضور گرمتان هستیم تا زمانی که آرزو ها جایشان را به حسرت ندهند انسان پیر نشده است (جان باریمور)